همه ما عزاداریم/ حضور سینماگران در فستیوال فجر هم نوعی سوگواری است

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، مصطفی رزاقکریمی، سینماگری است که نامش مستندهای تحسینشدهای چون «خاطراتی برای تمام فصول» (۱۳۹۱)، «بانو قدس ایران» (۱۳۹۷)، «راه ناتمام» (۱۳۹۹)، «احمد» (۱۴۰۲) و… را به خاطر میآورد. رزاقکریمی که با «بانو قدس ایران» به چهرهای شناختهشده تبدیل شد، در چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر، نه با اثری مستند که با «کافهسلطان»؛ یک فیلم سینمایی بلند حضور پیدا کرده است. «کافهسلطان»، سبب همکاری دوباره مصطفی رزاقکریمی به عنوان کارگردان با برادرش، مرتضی رزاقکریمی به عنوان تهیهکننده پس از نزدیک به دو دهه در یک اثر سینمایی بلند شده است.
مرتضی رزاقکریمی، تهیهکننده شناختهشده از سال ۱۳۷۱ با تاسیس «دگا فیلم»، تهیه و تولید فیلمهای مستند و داستانی را در ایران و همکاری در تولیدات مستند با کشورهای اروپایی را آغاز کرد. این دو برادر جدا از سابقه همکاری در حوزه مستند، آخرین بار در سال ۱۳۸۵ در ساخت یک اثر سینمایی بلند؛ «حس پنهان» با یکدیگر همکاری کردند. برادران رزاقکریمی بعد از «حس پنهان»، دو اثر داستانی بلند برای سیمافیلم؛ «مرگ در میزند» و «یک دقیقه و ۱۱ ثانیه» را با یکدیگر ساختند. با این حال، «کافهسلطان»، تازهترین همکاریشان پس از ۱۹ سال در ساخت یک اثر سینمایی بلند است که روز جمعه ۱۷ بهمنماه در پردیس سینما گالری ملت (سینمای اهالی رسانه در ایام برگزاری جشنواره) نمایش داده شد.

چه شد که برادران رزاقکریمی ساخت یک اثر سینمایی را به ساخت مستند، در مورد جنگ ۱۲ روزه، ترجیح دادند؟
«کافهسلطان» به نویسندگی عطیه زارع آرندی، کارگردانی مصطفی رزاقکریمی و تهیهکنندگی مرتضی رزاقکریمی داستان خانوادهای چهار نفره با بازی آزیتا حاجیان، محمدرضا شریفینیا، سجاد بابایی و مریم مومن است که در زیر سایه جنگ ۱۲ روزه ناگزیر از مواجهه با امر اخلاقی در میانه بحران میشوند. مرتضی رزاقکریمی در گفتوگو با خبرآنلاین در پاسخ به این که چه شد که پس از ۱۹ سال، دو برادر تصمیم به همکاری در ساخت یک اثر سینمایی بلند و نه یک اثر مستند با نگاهی به جنگ ۱۲ روزه گرفتند، گفت: «من و آقامصطفی، پس از «حس پنهان» در دو فیلم داستانی بلند البته برای سیمافیلم و بدون اکران سینمایی، نیز به عنوان کارگردان و تهیهکننده با یکدیگر همکاری کردیم. یکی، «مرگ در میزند» براساس فیلمنامهای از سروش صحت (۱۳۹۰) و دیگری، «یک دقیقه و ۱۱ ثانیه» براساس فیلمنامهای از محمود اربابی (۱۳۹۱). با این حساب آخرین تجربه همکاری مشترک ما البته در ساخت فیلم داستانی بلند و نه سینمایی بلند، به ۱۳ سال پیش برمیگردد.»
مرتضی رزاقکریمی با بیان این که هم او و هم مصطفی رزاقکریمی در طول این سالها مشغول کار و فعالیت بودهاند، افزود: «به عقیده من، سینما سینماست و تفاوتی نمیکند که شما در حوزه سینمایی بلند فعالیت کنید یا مستند. با این حساب، اگرچه در پیشینه من، سینمای مستند پررنگتر از هرگونه دیگری است اما اگر فیلمنامه خوبی به دست برسد که ضمن برخورداری از عناصر دراماتیک داستانی، مبتنی بر واقعیتهای جامعه باشد و برای نگارش آن پژوهش و تحقیق صورت گرفته باشد، نظرم را جلب میکند. برای من و مصطفی در طول ۱۳ سال گذشته، از «یک دقیقه و ۱۱ ثانیه» به این سو، پیش نیامده بود که هر دو به فیلمنامهای بلند چه سینمایی و چه داستانی، علاقهمند شویم. تا این که بعد از سالیان سال، هر دویمان به طرح و سپس فیلمنامه «کافهسلطان» نوشته عطیه زارع آرندی احساس علاقه کردیم. ضمن این که از مشورت و همفکری اساتید فیلمنامهنویسی همچون مهران کاشانی و عادل انیسی بهره بسیار بردیم.»

نگاه انسانمحور فیلمنامهنویسِ «کافهسلطان»
این تهیهکننده شناختهشده، با اشاره به این که پیش از خواندن فیلمنامه «کافهسلطان» در پی تهیهکنندگی فیلمی با موضوع جنگ ۱۲ روزه نبود، تصریح کرد: «درواقع این قصه بود که توجه ما را به خود جلب کرد و با مطالعه طرح داستانی به واسطه قابلیتهای آن ازجمله مناسبات انسانی و نگاه انسانمحورش، به ساخت آن علاقهمند شدیم.»
مرتضی رزاقکریمی در تشریح آنچه نگاه انسانمحور فیلمنامه «کافهسلطان» خواند، ادامه داد: «توجه داشته باشید که روایت هر فیلمسازی، از یک واقعه، متفاوت با فیلمساز دیگر است. پس از یک واقعه، میتوان چندین و چند اثر با پرداخت، ساختار، شیوههای روایت و زاویههای دید گوناگون ساخت. من هم منکر این نمیشوم که احتمالا در آینده مستندی در مورد آنچه در طول جنگ ۱۲ روزه گذشت، بسازیم. درواقع اهمیت آن روزها به اندازهای بالاست که اگر طرح مستند خوبی به دستم برسد، حتما اقدام به ساخت آن خواهم کرد.»
او با اشاره به این که پایه و اساس «کافهسلطان»، طبق آنچه عطیه زارع آرندی (نویسنده فیلمنامه) در نشست خبری مطرح کرد، ریشه در مستندات و واقعیات دارد، بار دیگر به صحبتهای او بازگشت و گفت: «با توجه به این که نویسنده فیلمنامه، اصالتا اهل اصفهان هستند بارها عبور از جاده و تماشای کافههای بین راهی بخشی از تجربه زیستهشان است. تجربهای که در ساخت و پرداخت موقعیت کافه بینراهیِ سلطان به کمکش آمد. در کنار این، مناسبات خانوادگی، تفاوت نسلها و لزوم احترام به دیدگاههای متفاوت ناشی از این تفاوت، بخش دیگر داستان بود. در این بخش، با توجه به این که زارع آرندی، به نسل جوان نزدیکتر است و ما به عنوان کارگردان و تهیهکننده، به نسل پیش از این جوانان، متعلق هستیم تضارب آرایمان نیز به کمک شکلگیری داستان با نگاهی منصفانه آمد. ضمن این که آزیتا حاجیان و محمدرضا شریفینیا (در نقش مهتاب و یوسف) بهعنوان والدین سجاد بابایی و مریم مومن (در نقش یونس و مهشید) به خوبی لزوم احترام به دیدگاههای متفاوت ناشی از تقاوت نسلی را بازی کردند.»
مرتضی رزاقکریمی در پاسخ به این که آیا برای ساخت «کافهسلطان» از حمایتی برخوردار بوده است، توضیح داد: «من در تهیه و تامین مالی فیلم سرمایهگذاری کردم و بنیاد سینمایی فارابی نیز اگرچه در تولید مشارکت داشت اما از سهم عمده برخوردار نبود.»

ما که مدعی انجام کار فرهنگی هستیم، باید ظرفیتمان را بیش از این بالا ببریم
دوقطبی ایجادشده بر سر شرکت یا عدم شرکت در جشنواره در پی اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ چنان بالا گرفته است که در نشست خبری «کافهسلطان» نیز مورد اشاره قرار گرفت. در نشست خبری این فیلم، محمدرضا شریفینیا از نوع رفتار و برخوردِ محمدحسین مهدویان (کارگردان نیمشب) که غایبان جشنواره فجر را «ترسو» خوانده بود انتقاد کرد. او این ادبیات رو موجب تشدید دوقطبی موجود دانست و بر لزوم پرهیز از آن تاکید ورزید.
مرتضی رزاقکریمی در همین خصوص و در پاسخ به آخرین پرسش خبرآنلاین چنین گفت: «ما در ابتدا باید به واکاوی نوع نگاهمان به «جشنواره» بپردازیم. درواقع به عقیده من، در ابتدا باید به این نکته توجه کنیم که واژه «جشنواره»، در شرایط کنونی، واژه مناسبی برای توضیف آنچه در جریان است نیست. همگی ما، متاسفانه عزیزان، دوستان و آشنایانی داشتهایم که از اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ به طریقی متاثر شدهاند. این افراد، حتی اگر نسبتی مستقیم با ما نداشته باشند، همشهری و فراتر از آن هموطن ما هستند. پس به هر رو همگی ما عزاداریم. با این حال، رویدادی که هماکنون در آن حاضریم، رویدادی که ترجیح میدهم به جای جشنواره، فستیوال بناممش، رویدادی ملی است. رویدادی که در آن، چه با فیلمی حاضر باشیم و چه فیلمی نداشته باشیم، در کنار یکدیگر، به تماشای حاصل زحمات همکارانمان مینشینیم. زحماتی که عموما برای روایت قصههایی جهت بازتاب جامعه و وقایع آن کشیده شده است و برآیندی از زمانه ماست. تا جایی که اگر عمری باقی باشد، چه ما باشیم و چه نباشیم، در ادوار دیگر جشنواره، شاهد فیلمهایی در مورد وقایع این روزهایمان خواهیم بود. این رویداد ملی، فرصتی برای نمایش این آثار و صحبت کردن در مورد آنهاست.»
او در پایان تصریح کرد: «کنار هم نشستن و تماشای وقایع جامعه در آثار سینماگرانی که کوشیدهاند حرفشان را از طریق فیلمشان بیان کنند میتواند نوعی سوگواری تلقی شود. در نهایت این که من به نظر همه دوستان شرکتکننده در فستیوال فجر و دوستانی که شرکت نکردهاند احترام میگذارم و تاکید میکنم ما که مدعی انجام کار فرهنگی هستیم، باید ظرفیتمان را بیش از این بالا ببریم.»

۵۹۲۴۲



